سخنگوی وزارت امورخارجه گفت: مذاکرات آمریکا و ایران صریح و شفاف بود.

ما چون در قالب گلدان در این جلسات شرکت داشتیم و مذاکرات را شنود می‌کردیم، متن منتشرنشده مذاکرات را منتشرشده می‌کنیم.
ایران: سلام آمریکا.

آمریکا: سلام ایران. چطوری؟ (دستش را دراز می‌کند تا دست بدهد.)
ایران: نه… نه… من نمی‌توانم به تو دست دوستی بدهم.

آمریکا: بیا دستم را برایت رو می‌کنم.
ایران: نه‌نه… من نمی‌توانم به تو دست بدهم. دیپلماسی خارجی ما اینطوری است که به آمریکا دست ندهیم مگر اینکه قضیه از دست گذشته باشد و مادر طرف را بغل کنیم.

آمریکا: خیلی‌خب. بیا مذاکره کنیم.
ایران: من پیش‌شرط دارم که شرطی وجود نداشته باشد.

آمریکا: اوکی (و انگشت شستش را به علامت موفق باشید نشان داد)
ایران: ئه؟ نه‌بابا. بفرما. مذاکرات به حالت شست‌شست درآمد و معلق می‌ماند.

آمریکا: نه عزیزم. ما اختلاف فرهنگی داریم.
ایران: شانس آوردی برزیل نیستی. چون چندسال پیش یکی توی برزیل دچار اختلاف فرهنگی شد، جام‌جهانی را تحت‌الشعاع قرار داد.

آمریکا: قربان شما چی میل دارین؟
ایران: من یه سالاد کلپچ.

آمریکا: ئه… خودم حدس زدم، آیا زیاد حرف زدم؟
[…]
آمریکا: پس اون همسایه‌تون چی؟
ایران: راستش دختر همسایه شب‌های تابستون گاهی می‌اومد روی بوم هردفعه یک گلی پرت می‌کرد واسه خاوری، خاوری هم عصبانی شد سه‌هزارمیلیارد برداشت رفت کانادا، بغل سلین دیون، همسایه شد.

آمریکا: کانادا چه ربطی به آمریکا دارد؟
ایران: از نظر علمی خارج خارج است و چیزی که خارج است خارج است، […].

آمریکا: ما که نفهمیدیم شما دقیقا چی می‌گویید.
ایران: تازه به تفاهم رسیدیم […].

در اینجا در حالی که آمریکا زارزار گریه می‌کرد و می‌گفت: تو باز هم قلب من را شکستی… دوید و رفت و در افق گم شد.
دقیقا در این لحظه بود که سخنگوی وزارت امور خارجه به نقل از ایسنا گفت: «مذاکرات آمریکا و ایران صریح و شفاف بود.»

بیتوته